مقالات

خواندنی > شعر > احتیاج به نجات خداوند

وقتی که افتادم ز پا وقتی پراز ناله و آه

وقتی کسی ندید مرا تنها تو بودی تکیه‌گاه

دستای تو بابای من دستای پر قدرت تو

روح تو احیا کرد مرا فیض مسیحایی تو

کلام تو امنیتم وعده تو امید من

عشقت تو تار و پودمه سرود حمد رو لب من

کامله راه تو خدا ای سرور و ای سرپناه

صخره من قلعه من فقط به تو آرم‌ پناه

میخوام بگم مال توام حتی تو بدترین روزا

تمام زندگی من تسلیم و تقدیمت ابا

هللویاه بابا هللویاه مسیحا هللویاه ای روح قدوس خدا

16 بازدید کننده
گرانبها در شبکه های اجتماعی
16 بازدید کننده