اینک کلیسا اورشلیم است

خواندنی > شعر > دعا > اینک کلیسا اورشلیم است

منم اول وآخر جز من خدا نیست

من هستم.آری یهوه یاه هستم به نافرمانیهایت تنها راه هستم

من ٱن خالق٬که ایمان  آفریدم من آن صانع٬که احسان آفریدم

من یهوه هستم ونیست دیگر در این وادی خدائی

نیست دیگر من یهوه پدیده آورنده نور و سیاهی

موجد سعادت وآفریننده تباهی آری !من یهوه این را آفریدم

به عشق خود جهان را پروریدم

وای گر صانع را تنها گذاری به رحمتهای او وقعی نذاری

بیدار شو اورشلیم٬جامه زیبا به تن کن

جلال و فر عیسی را عیان کن

کلیسا ٬اورشلیم گشته آری

به روحم تبدیل گردیده آری

اورشلیم بر خیزغبار خود تکان ده

مصیبت طاری شد غم را تکان ده

خداوندت پادشاهی می کند باز

به یافت گمشده شادی می کند باز

بازوی خداوند دگر بار مکشوف گشته

به پنطیکاست روح او مکشوف گشته

اینک کلیسا اورشلیم است

عروس عیسی در عشق و یقین است

نجاتم به خون عیسی عیان شد

عدالت بر صلیب او عیان شد

خوش بحال آنکه خدا را دوست دارد

به دستش عقل و دل ودنیا را گذارد

بهنوش

16
گرانبها در شبکه های اجتماعی
16 بازدید کننده