توبه

خواندنی > شعر > دعا > توبه

من گنهکارم تو می دانی پدر

در دل آنچه هست،می خوانی ز بَر

بین کنون رنجور و زار آماده ام

تا که آزادم کنی از هرچه شَر

آمَدَستم وانهم خود را کنون

در بَرم گیر و رها ساز از جنون

مبتلا سازم به رسمِ فیض خویش

تا که تسکینت رسد بر قلب ریش

در صلیبت رحمتت بر من رسید

جان تازه در درون من دمید

پَرگرفتم از همه شرّ و بدی

زنده گشتم من به مهر سَرمدی

توبه سازم،قلب من تقدیم تو

منجی من تازه گردانم ز نو

حامد

128
امتیاز دهید page
گرانبها در شبکه های اجتماعی
128