از روحِ تو من کجا گریزم

خواندنی > شعر > ستایش > از روحِ تو من کجا گریزم

از روحِ تو من کجا گریزم عیسی

وَز نورِ رُخَت کجا روم ای جانا

گر سوی سما روم یا وادیِ موت

یا بالِ سحر گشوده تا سوی افق

آنجا تویی و مرا سپر خواهی بود

دستِ تو مرا راهنما خواهد بود

گویم که اگر مرا شبی پوشاند

تاریکی و شب روزِ مرا پوشاند

شب پیشِ تو نور است و تاریکی نیست

تاریکی و روشنایی هم هر دو یکی ست

پیمان کیانی

17
گرانبها در شبکه های اجتماعی
17 بازدید کننده