او خرامان است هنوز

خواندنی > شعر > فیض > او خرامان است هنوز

گر در این بیراهه ها دنبال یک راهم هنوز

گر در این دنیای خواب آلوده بیدارم هنوز

گر به راه عاشقی سخت وفا دارم هنوز

در میان شاهدان همراه و همرازم هنوز

این همه از فیض توست بنده خطا کارم هنوز

با همه بخشندگی هایت بدهکارم هنوز

در بیابان بین گرگان و جفای آن عجوز

دل به شوق دیدنت آواره راه است هنوز

مکر شیطان گوید اما وقت بسیار است هنوز

اندکی آهسته تر طوفان شتابان است هنوز

هاتفی گوید به من در نهانی در سکوت

بیش از این چشمان ترسان را به طوفانها مدوز

دل به دریا زن، به پا خیز او خرامان است هنوز

او خرامان است هنوز

ایتان

18
گرانبها در شبکه های اجتماعی
18 بازدید کننده