انکار

ایمان به اسم داری و چگونه رفتار می کنی

دل را به دام کبر و غرور گرفتار می کنی

بشنو ، سپیده خروس بانگ می زند ببین

انکار نکرده ای حقیقتی که اقرار می کنی

شیطان همیشه پشت گذرگاه در رصد است

با او دوباره چه لحظه ای که دیدار می کنی

تاریخ صحنه تکرار حادثه هاست تا به ابد

هشدار ، حادثه ای را که تو تکرار می کنی

عمریست سپیده ، خروس بانگ می زند خبر

شاید تویی خطاب آنچه که انکار می کنی

بیراهه رفته ای ، راه حقیقت که روشن است

بیهوده خویش را ، چه این همه آزار می کنی

روزی به خاک سست ، خانه عمرت بنا کنی

یک شب به سر ، هرآنچه ساختی آوار می کنی

ای رانده فریب از آن باغ جاودان چرا

امروز هم دوباره معامله با مار می کنی

در خانه دلت ، که روح خداوند ساکن است

این معبد عزیز را چو حجره بازار می کنی

برگرد در این رمه ، شبان تو همیشه منتظر است

اینبار که یهودای درون را به دار می کنی

ایمان به اسم داری و چگونه رفتار میکنی

دل را به دام کبر و غرور گرفتار می کنی

بوی خداست که چنین با نسیم می آید

از کوچه پس کوچه های اورشلیم می آید

از نقب های زمان  و  مآوراء  مکان

بر خاکیان خسته ، فیض عظیم می آید

حکمت نگین تاج پادشاهی اوست

فهم خداست که با تمام مفاهیم می آید

بت های بتکده ها  بهوش ،بدون تبر

پلکی که می زند هر بت ، دو نیم می آید

ملکوم در عزای بعل زجه می زند ، ابلیس

در ماتم است و پر از ترس وبیم می آید

در کوله بار آمدنش ، آب ونان حیات

او غمگسار اسیر و دلنواز یتیم می آید

از کوچه پس کوچه های اورشلیم می آید

بوی خداست که چنین با نسیم می آید

امشب ستاره داوود درخشان و بی حجاب

مه در قفای رُخش،چون ندیم می آید

پیمان تازه ای ، به خط خون و مهر صلیب

از اشعیا و مزامیر و عهد قدیم می آید

بوی بهشت می رسد از خاکهای در قدمش

روح خداست او که این شمیم می آید

از راه دور ،  از جلیل و ناصره تا اینجا

از کوچه پس کوچه های اورشلیم می آید

برگرفته از: متی ۳۴:۲۶

رضا

گرانبها در شبکه های اجتماعی
13 بازدید کننده