خون خدا

خواندنی > شعر > نجات > خون خدا

تا به کی اندر خم این کوچه ها

تا به کی مست شراب و بوسه ها

تا به کی تقصیرها، تزویرها

خسته و درمانده در زنجیرها

امتداد راه غیر از درد چیست

مزد عصیان و خطا جز مرگ نیست

جسم تو بازیچه و تسخیر کیست

روح و جانت بنده و تسلیم کیست

هرکه در آغوش گیرد شعله را

لاجرم آتش ببلعد جامه را

یا بر اخگرهای سوزان پای را

تا جهنم میخرامد راه را

ای گنه کار جان تو بس پربهاست

این بها پرداخت شد از راه راست

بیش از این خود را مسوزان وقت طلاست

همتی کن توبه کن او چشم به راست

آنچه می بخشد حیات سرّ خداست

خون انسان نیست، آن خون خداست

ایتان

14
گرانبها در شبکه های اجتماعی
14 بازدید کننده