بهر تو

شعر > فیض

خواستم بهرت سرایم‌ای پدر

واپسین لحظه بماندم دربدر

چون که از روحت شدم پر،جان من

از نگاهت یافت شعری تازه‌تر

مست شعرو مسح عشق تو که شد؟

آنکه از نور نگاهت زنده شد

تا بدانیم آن مسیحای امین

کز‌ میان آن جماعت رانده شد

هم خدا هم پادشاهو هم رحیم

آمد‌و بهر منو تو بنده شد

هم فروتن هم طبیب و هم حکیم

از ازل تا به ابد پاینده شد

مردگان را تا به کی‌ خوانی روا؟

سجدهٔ این قبرها را تا به کی‌؟

باز کن منجی ما پشت در است

تا کند بر وعده‌های خود وفا

18
گرانبها در شبکه های اجتماعی
18 بازدید کننده
09/16/2021

بهر تو

بهر تو خواستم بهرت سرایم‌ای پدر واپسین لحظه بماندم دربدر چون که از روحت شدم پر،جان من از نگاهت یافت شعری تازه‌تر مست شعرو مسح عشق […]
09/16/2021

برگ ریز

برگ ریز  وقتی که برگ ریز دل ما رسیده بود وقتی خزان به باغ محبت خزیده بود وقتی که سوز سرد زمستان ز ره رسید وقتی […]
09/16/2021

خدای کران و آسمانها

خدای کران و آسمانها آن خدای کران و آسمانها ، آن خالق زمین و انسانها آن نگارنده طبیعت زیبا ، آن سازنده آراستگی دنیا آن که […]
09/16/2021

صیاد دلها

صیاد دلها آسمان شعف دارد همی از تو خدایا خداوندِ ماه و خورشید و جان ها تو صیادِ منو، منْ صیدِ تو چند که درآوازهِ عشقت […]
09/16/2021

میروم من به حضورش

میروم من به حضورش میروم من به حضورش  ، تا کنم حمد آن جلالش میروم من با سرودش ، تا شوم شاد از شکوهش میروم با […]
09/16/2021

عشق خداوند

عشق خداوند این عشق خداوند وفا کرد بر عالم با آمدن مسح ، حیات داد به آدم این مهر خداوند چو برکند گناهم رختی ز حرمت […]
09/16/2021

مهر تو

مهر تو مهر تو بر ما نشیند ، قلبمان مهران شود نور تو بر ما بتابد ، ذهنمان تابان شود روی خود را کن نمایان ، […]
09/16/2021

او خرامان است هنوز

او خرامان است هنوز گر در این بیراهه ها دنبال یک راهم هنوز گر در این دنیای خواب آلوده بیدارم هنوز گر به راه عاشقی سخت […]
09/16/2021

فیض خداوند

فیض خداوند زِ رَهِ فیض خداوند به من داده نجات  نکنم فخر به اعمالِ نکو یا که به ذات  نَبُوَد فیض زِ ما بلکه عطایی زِ […]